
از جمله ویژگىهاى دوران حکومت حضرت مهدى(عج) گسترش و رونق کشاورزى است. از آسمان بارانى مىبارد که زمین محصول خود را آشکار مىسازد و مردم از نعمتى برخوردار مىشوند که هرگز مانند آن را ندیدهاند.1 در عصر حضرت، رودخانهها پر آب مىشود، چشمهسارها جوشش مىکند و زمین، چند بار محصول مىدهد.2
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خوشا به زندگى، پس از آن دوران که مسیح(ع) دجال را مىکشد، زیرا به آسمان اذن بارش و به زمین اجازه رویش داده مىشود. اگر دانهاى بر روى کوه صفا گذارده شود، حتماً خواهد رویید.3
و نیز مىفرماید: آسمان، بارانش را پی در پى مىفرستد و زمین نیز چیزى از گیاهان را در خود نگه نمىدارد، بلکه آن را بیرون مىفرستد.4
بر طبق روایات، در عصر حضرت، زمین همانند نقرهاى که پس از جوشش آرام مىگیرد، آماده کشت مىشود و گیاهانش را مىرویاند، هم چنان که در زمان حضرت آدم(ع) بود.5 زمین گیاهانش را مىرویاند، به گونهاى که یک زن از عراق، پیاده به شام مىرود و در سراسر راه جز بر سبزى و بوته گام نمىگذارد.6 میان مکه و مدینه را درختهاى خرما به هم متصل7 میکند. نعمت و برکت، از زمین و آسمان میروید و میبارد.
یک جمکران آرزو
*************
ضریح گمشده(ویژه نامه ایام فاطمیه)
http://m-i.ir/Pages/zarih_e_gomshodeh/
*************

|
از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم |
|
دولت در آن سرا و گشایش در آن سر است |
|
یک قصه بیش نیست غم عشق، وین عجب |
|
کـز هــر زبــان کـــه می شنوم نامکرر است1 |
شاعرم; ولی برای جز تو، شعر گفتن نمی دانم.
قافیههای من، همه در آغاز بیت می آیند، و وزن و عروض از شعر من گریزانند.
آیا قامت موزون تو، چنین شعر مرا بی وزن کرده است؟
آیا ایهام حافظ، به موی تو دست یافت؟ ملاحت مثنوی را با روی تو چه کار؟
حماسه ذوالفقار، چه شاهنامهها که در غبار کارزار تو می رقصاند!
هر مضمون که شاعران به ذوق میآرایند، حکایتی از بهشت روی توست.
| ای نـور دل و دیــده و جـانـم چونی؟ |
| ای آرزوی هـر دو جهـانم چونی؟ |
| من بی لب لعل تو چنانم که مپرس |
| تو بی رخ زرد من ندانم چونی؟ 2 |
باغبانم; ولی در باغ من جز نرگس نمی روید.
بنفشه ها، از تاب شبهای غیبت، در اضطرابند، و سوسن و یاسمن، پیامبران حسن تو.
در گلزار خرامیدن را، سرو از تو آموخت، و جامه دریدن را، غنچه از من.
| وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها |
| بی خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان ها |
| گـه نعــره زدی بلبـل، گه جامه دریدی گل |
| تـا یــاد تــو افـتــادم، از یــاد بـرفــت آنها 3 |
عاشقم; و جز نام تو، ترجمانی برای عشق نیافتم.
سوختن، پیشه من است، اما نه پای شمعهای شبهای رنگی; در رثای پروانههای سوخته پر.
جمعهها را دوست دارم; نه چون از کار و مشغله فارغم; چون همه را مشغول تو می بینم.
موسیقی، همان تکرار موزون و ضرباهنگ نام تو در دستگاه شور است.
نوشتن، نیکو صنعتی است، اگر با میم آغاز شود و تا یاء بخرامد.
خواندن، سرگرمی جمعه شبها در سال تحصیلی است; ولی ندبه خوان مسجد ما - که خواندن را، فقط صبحهای جمعه میداند - زیباترین خط را بر پیشانی دارد.
کار و بار من، کتاب و قلم است; یکی سینه میخنداند، یکی گریه میافشاند. و من میان آن خنده و این گریه، حیران نشستهام.
تو کدام را بیشتر دوست داری؟ خنده کتاب را یا گریه قلم را؟
خامه تقدیر، کتاب عمر مرا نگارستان غیبت و ظهور و فرج و انتظار کرده است، و هرگاه که آخرین میرسد، نخستین باز میگردد، و دوباره همان واژه های خویشاوند و همخون.
زاهدم; و زهد را از میخوارههای بی بند و بار آموختم. چون اگر بند و باری باشد، نه پای در راه است و نه قامت به قاعده. پای که در راه نباشد، و سر که بالا نیفرازد، به خنده دیوانهای نمی آزرد.

نشستهای و هرازگاه طناب راه را تابی می دهی. آیا دست ما سزاوار آویختن به پای تو نیست؟ در کدام بیدادگاه این تقدیر بر ما رفت؟ کدام گناه کرده و ناکرده، نشست و چنین زنجیر آهن دلی بر پای ما بست؟
تیره شبترین روزگارها; فصل عاشقی است. این فصل را به باد بسپار، تا با هر سیلی، ورقی چند از آن بگذرد.
اما نه; چه سود؟ پایان این فصل، انتهای بودن است.
آموزگارم; به نوآموزان مدرسه، الفبای دوست داشتن می آموزم. مهر ورزیدن را با آنان تکرار میکنم و تخته سیاه را پر از سپیدی القاب تو.
میگویم: اولیها! دومیها! سومیها!... شما از مادر زاده شدید که مشام به گلبرگ نرگس بسایید. شبها، با عروسک شمشیر به خواب روید، و صبح، چشمهای نازک و معصوم خود را تا خونینترین افق بدوانید.
درس ما امروز میم است. میم مثل مهدی; مثل موعود; مثل ... دیگر میم بس است.
حالا نون. نون، مثل ندبه.
مشق فردا را فراموش نکنید: هزار برگ، جمعه .
نامه رسانم; نامه های مردم را یک یک به جوی خیابانها میریزم. جز آن که کوی تو را نشانه گرفته است.
طبابت میکنم; هر دردی که نه درمان آن، دست مهر توست، مرهم نمی نهم; معجون نمی دهم; چرک از آن نمی روبم، و مژده بهبود آن در طبله من یافت مینشود.
در بازار حجره دارم; «و ان یکاد...» می فروشم. سرمایه ام را خشت میکنم و یک جمکران آرزو میسازم. تو را در محراب آن مینشانم و خود بر در میایستم. کفشهای زائرانت را به خود میآویزم و تاصبح، سلام گوی فرشتگانم.
مینویسم; اما فقط گریه ها را.
انتشارات خزان، ناشر کتابهای من است.
باد توزیع میکند، و رود میخواند.
آرزومندم; یک جمکران
| پـیـشـه مـن عــاشقــی است |
| پـیـشـــه تـو چـیـست؟ چیست؟ |
| پیشه من، راز نهان گفتن است |
|
پیشـه تو، دیدن اشک من است |
|
از تـــو نـپــرداخـتــهام بـا کسی |
|
یاد توام، صحبت مرد و زن است |
پدیدآورنده: رضا بابایی؛ موعود، 1377، ش 10 و 11
تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان - عسگری
1. حافظ.
2. مولانا.
3. سعدی.
کلمات کلیدی: یک جمکران آرزو، ضریح گمشده
امام زمان (عج) بهاری است
از امام عصر(ع) به عنوان بهار نام برده شده است. عصر ظهور عصر زیبایی، نوآوری، شکوفایی و خوبی ها است. دوران معنویت گرایی، خرد ورزی و دادگری مطلق است.
«السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام»؛
سلام بر بهار مردم و خرمی دوران1
|
آینده به نام تو رغم خواهد خورد
|
|
بر باورمان جمعه قسم خواهد خورد
|
| روزی کــه بـهـار بـا تـو آغاز شود
|
|
نـوروز تـصنـعی به هم خواهد خورد
|
بهار همیشه با تحفه ی سرسبزی، شادابی و نشاط همراه است. بنابراین، طبیعت و تمام موجودات به بهار عشق می ورزند. بررسی روایات نشان می دهد ترسیمی که از امام مهدی(عج) و دستاورد های آن بزرگ مرد صورت گرفته مملو از جلوه های بهاری است. حتی از امام (عج) به عنوان بهار نام برده شده است. عصر ظهور عصر زیبایی، نوآوری، شکوفایی و خوبی ها است. دوران معنویت گرایی، خرد ورزی و دادگری مطلق است. هنگامه رویش و بالندگی روحی و تکامل واقعی است. زمان نعمت، رحمت، برکت و پیشرفت است. دوران حاکمیت دین، قانون، نظم و عدل است.
این تصویر کلی با جزئیات کامل آن در منابع دینی ما ارائه شده و دورنمای آینده را روشن، منطقی و متعالی جلوه داده است. از ویژگی های بارز و برجسته ی این عصر شکوفایی انسان است؛ یعنی رونمایی از همه استعدادها و ظرفیت های وجودی انسان و بازگشایی راه های پیشرفت مادی و معنوی و بهره وری بهینه از نعمت ها و امکانات است. در این مقاله به دنبال تبیین برخی شباهت های حضرت مهدی (عج) با بهار، و برنامه های حکومتی و اصلاحی آن حضرت در دوران ظهور هستیم.
شباهت های حضرت مهدی (عج) با بهار1. یکی از ویژگی های بهار، باران فراوان، جوشش نهرها و چشمه ساران است. مهدی فاطمه (عج) خود ابر باران خیز، باران بهاری و چشمه جوشان است.
الامام السحاب الماطر و الغیث الماطل و الشمس المضیئه و السماء الظلیله و الارض البسیطه و العین الغریزه و الغدیر و الروضه.2
امام، ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه و گلزار است.
او چون پیامبر عمل می کند، چنانکه پیامبر آنچه قبل بوده را از بین برده، جاهلیت را نابود ساخته و اسلام را بنا نهاد، او نیز گذشته را نابود و پس از ریشه کن ساختن بدعت ها، اسلام را از نو پیاده می کند.
هنگام ظهور از کویرها و خشکی ها، سخنی نباید گفت زیرا خداوند با باران رحمتش بهار مردمان، مهدی زهرا(عج) را سیراب می سازد، زمین گیاه خویش را بیرون می فرستد و دام ها فراوان می شوند.
یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتاتها و تکثر الماشیة.3
خداوند با باران رحمتش او را سیراب می سازد، زمین گیاه خود را بیرون می فرستد و دام ها فراوان می شود.
3. تازگی، نو و جدید شدن از دیگر ویژگی های بهار است، که جان را صفا می بخشد.
بهار جان ها، مهدی زهرا (عج) نیز با تازگی توام است، جاهلیت ها را زدوده و اسلام را از نو بنا می کند.
یصنع کما صنع رسول الله (ص) یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله(ص) امر الجاهلیه و یستانف الاسلام جدیدا بعد ان یهدم ما کان قبله.4

گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی
منبع: نشریه ساعت صفر شماره 80 - محمد حاتمی(با تخلیص)
1. بحار الانوار جلد 99 صفحه 101.
2. کافی جلد 1 صفحه 198.
3. مستدرک علی الصحیحین جلد 4 صفحه 577.
4. الغیبة نعمانی باب 13، 234.
کلمات کلیدی: امام زمان (عج) بهاری است
قلب امام زمان را شاد کنیدتوصیه های اخلاقی آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره) به جوانان
سعی کنید با افراد متدیّن معاشرت کنید و با افرادی که فکر و حرکت آنها شما را به گناه میکشاند همصحبت نشوید، و افکار شیطانی را از فکر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شرکت کنید. اذکار خود را بیشتر کنید و در هر کاری از خدا کمک بخواهید. شیطان همواره در کمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد که اجازه ندهد شیطان در او رسوخ کند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینکه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناکرده اگر سریع به فکر خود نباشید، ممکن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص کنید. اوّلین گام برای شما این است که یک شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی که خود صاحب کمال است، کمک بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی کنید با افراد متدیّن معاشرت کنید و با افرادی که فکر و حرکت آنها شما را به گناه میکشاند همصحبت نشوید، و افکار شیطانی را از فکر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شرکت کنید. اذکار خود را بیشتر کنید و در هر کاری از خدا کمک بخواهید. با خود زیاد خلوت نکنید، اگر فکر گناه به ذهنتان خطور کرد از محل خارج شده، شروع به قدم زدن نمایید و خود را به کاری مشغول کنید تا فکر باطل از ذهن شما خارج شود. باید ببینید سبب اصلی تحریک شهوت شما چیست، بعد آن را علاج یا از آن دوری کنید، به مرور زمان، مسئله گناه را ـ ان شاءالله ـ فراموش خواهید کرد. اگر بتوانید هنگامی که شیطان به سراغ شما آمد وضو ساخته و شروع به نماز خواندن نمایید، بسیار مؤثر است، در آن برکاتی است که شما را در جهت خلاصی از این مشکل، کمک خواهد کرد. http://m-i.ir/Pages/RAMZ_e_ZOHOOR/ |
کلمات کلیدی: قلب امام زمان را شاد کنید، رمز ظهور

به تماشاى طلوع تو، جهان چشم به راه
به امید قدمت، کون و مکان چشم به راه
به تماشاى تو اى نور دل هستى، هست
آسمان، کاهکشان کاهکشان چشم به راه
رخ زیباى تو را، یاسمن آیینه به دست
قد رعناى تو را سرو جوان چشم به راه
در شبستان شهود اشک فشان دوختهاند
همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه
دیدمش فرشى از ابریشم خون مىگسترد
در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه!
نازنینا! نفسى اسب تجلّى زین کن
که زمین، گوش به زنگست و زمان چشم به راه
آفتابا! دمى از ابر برون آ، کو بود
بى تو منظومه امکان، نگران، چشم به راه
...
سپیده امید(ویژه نامه آغاز امامت امام دوازدهم)
http://m-i.ir/Pages/Sepide_Omid/
کلمات کلیدی: تبیان، چشم به راه، سپیده امید(ویژه نامه آغاز امامت امام دوازدهم)، WWW.TEBYAN.NET، منتظر قائم