گل نرگس...

نور رخسار تو را نیمه شبی چون دیدم تـا سحـر روی تو شد قبـله گه امیـدم
روشنای رخت ای پردگی ، پرده نشین فارغم کرد زهر چه به جهان می دیدم
بارها نقش خیال تو به دل حـک کردم سـالها غنچه احساس به یادت چیدم
تا بشویم رهت ای نو گل ریحانه ، ببین شـبنم ســرخ زچشــمان تـــرم باریـدم
خار ماندن به برت ، به زگل بی تو شدن من همین نکتـه زسـیر چمنت فهمیدم
به امیدی که به گل بوسه ز رویت برسم هر گلی دیده ام از جانب تو ،بوسیدم
بس کـن این ناز، مـرا کشـت تمـنا و فراق گل نـرگس مکن این بار دگـر، نومیـدم
*** اللهم عجل لولیک الفرج***
کلمات کلیدی: گل نرگس...
درد دل امام زمان با شیعیان
***
صاحب مال منال و جانتان
حرفها دارم بگویم با شما
تا شود محکم دل و ایمانتان
عرضه میگردد به من حال شما
پس نظاره میکنم در کارتان
چون ببینم نامه اعمالتان
بس تاسف میخورم بر حالتان
میشوم شرمنده از کار شما
از خدا خواهم فرج در کارتان
هان عزیزانم کدامین سو روید ؟
این منم چون کعبه آمالتان
قولتان با فعلتان همراه نیست
بر کدامین پایه است رفتارتان
عهد می بندید و بر هم میزنید
پس چرا سست است این پیمانتان؟
آیه های واضح قرآن منم
پس چرا دورید از قرآنتان
یوسف زهرا منم کو عاشقی ؟
تا بجوید از دل بازارتان
دوست دارم گفتگو با من کنید
میپسندم ناله های زارتان
شیعیانم من غریب و مضطرم
یاد من رفته چرا از یادتان
دم به دم گوئید آقا جان بیا
پس چرا اینگونه است کردارتان
درد دل گفتم ولی با این وجود
شاد میگردم من از دیدارتان
منتظر باشید با اعمال نیک
تا خداوند هم کند اکرامتان
یکزبان باشید و فریادم کنید
لطف و تایید خدا همراهتان
از خدا خواهید تعجیل فرج
تا که باز آیم شوم من یارتان
اللهم عجل لولیک الفرج
منبع شعر:رابطه پنهانی
کلمات کلیدی: شعر، درد دل امام زمان با شیعیان، شعر در وصف امام زمان، شعر مهدوی، امام زمان(عج)